هشـت روز هفته
شنبه مرد : امروز ناهار چي داريم؟زن : ببين ، امروز قراره من و زري با هم بريم «فال قهوه روسي يخ زده» بگيريم . ميگند خيلي جالبه ، همه چي رو درست ميگه . به خواهر شوهر زري گفته « شوهرت برات يه انگشتر بزرگ ميخره...
|
|
ادامه مطلب... |
منت معلم را زنگ خطر
که نمره گرفتن از او کار حضرت فيل است و صفرانه اش هديه هابيل و قابيل.هر امتحان که فرا مي رسد مايه بسي خجلت است و چون به پايان ميرسد راحتي ذات.پس در هر سال دو ترم موجود است و در هر ترو صفري واجب.
از مغز و...
|
|
ادامه مطلب... |
پنجاه راه برای بازی با اعصاب
1- روزهاي تعطيل مثل بقيه روزها ساعتتون رو كوك كنين تا همه از خواب بپرن
2- سر چهارراه وقتي چراغ سبز شد دستتون رو روي بوق بذارين تا جلويي ها زود تر راه بيفتند
3- وقتي ميخواين برين دست به آب با صداي بلند ...
|
|
ادامه مطلب... |
انواع برخورد بين دختر و پسر
برخوردهاي مبتني بر شتاخت و احترام
يا به عبارتي رفتار بچه مثبت وارانه!! در اينگونه برخوردها طرفين كمي تا قسمتي عاقلند، فهم دارند، شعور دارند و الكي قوه خيال خود را به كار نمي برند. از پدر و مادرشان اصول ...
|
|
ادامه مطلب... |
ميخ هايي بر روي ديوار
پسر بچه اي بود كه اخلاق خوبي نداشت ''اسمش محمد هست پس زياد به مختون فشار نياريد'' . پدرش جعبه اي ميخ به او داد و گفت هر بار كه عصباني مي شوي بايد يك ميخ به ديوار بكوبي.
روز اول ، پسر بچه 37 ميخ به ديوار كو...
|
|
ادامه مطلب... |
املت درست کردن دخترا و پسرا
توی ماهيتابه روغن ميريزن
اجاق گاز زير ماهيتابه رو روشن ميكنن
- تخم مرغها رو ميشكنن و همراه نمك توی ماهيتابه ميريزن
چند دقيقه بعد نيمروی آماده رو نوش جان ميكنن
پسرها
توی كابينتهای بالايی آشپزخونه دنبال ما...
|
|
ادامه مطلب... |
عشق از ديدگاه افراد مختلف:
1-عشق از ديد حاج آقا:استغفرالله باز از اين حرفهاي بي ناموسي زدي؟(جمله عاشقانه:خداوند همه جوانها را به راه راست هدايت کند)
2-عشق از ديد دختر حاج آقا:آه خداي من يعني مي شه بدون اينکه بابام بفهمه عاق بشم؟(...
|
|
ادامه مطلب... |
تجربه
آبادان که اومدم، تازه سر و صورتم تو آيينه پيدا شده بود. تپل بودم، ولي صورتم دراز بود و بم ميگفتند کلهکتابي و هميشه يه عکس «سالمينو» لاي يه چيزي داشتم. تو تهران خونۀ برادرم زندگي ميکردم. ما يه اتاق داش...
|
|
ادامه مطلب... |
زبان جديد جوانان ايراني
چيست؟
کمتر کسي در جمع جوانان معناي صحبت هاي آنان را مي فهمد. آنها زباني ساخته اند که شرط دانستن اش جوان بودن است. خيلي از ما معناي ''پژو حسرتي''، ''مخ کسي را چت کردن''، ''زاخار''، ''زيدوفسکي'' و... را ن...
|
|
ادامه مطلب... |
نامه اي به غضنفر
گضنفر جان سلام! ما اينجا حالمام خوب است. اميدوارم تو هم آنجا حالت خوب باشد. اين نامه را من ميگويم و جعفر خان کفاش برايد مينويسد. بهش گفتم که اين گضنفر ما تا کلاس سوم بيشتر نرفته و نميتواند تند تند بخواند،...
|
|
ادامه مطلب... |
تجربه
آبادان که اومدم، تازه سر و صورتم تو آيينه پيدا شده بود. تپل بودم، ولي صورتم دراز بود و بم ميگفتند کلهکتابي و هميشه يه عکس «سالمينو» لاي يه چيزي داشتم. تو تهران خونۀ برادرم زندگي ميکردم. ما يه اتاق داش...
|
|
ادامه مطلب... |
هشـت روز هفته
شنبه مرد : امروز ناهار چي داريم؟زن : ببين ، امروز قراره من و زري با هم بريم «فال قهوه روسي يخ زده» بگيريم . ميگند خيلي جالبه ، همه چي رو درست ميگه . به خواهر شوهر زري گفته « شوهرت برات يه انگشتر بزرگ ميخره...
|
|
ادامه مطلب... |
| |
|