اخبار  : پزشکی  :  نسل جوان  :  پرشين تاپ  :  دوستان :  تهران مانیا
   

 


   روشهای شکار شوهر توسط دخترها!
1- روش جوادی: یه بار یه جایی که توی دید طرف باشه و بتونه با دو تا شلیک خودشو بهت برسونه یهو غش می کنی و ولو می شی کف زمین.پس از چند دقیقه هذیون گفتن راجع به اینکه پسر پسر اصغر قصاب اومده خواستگاریت اما ت...
ادامه مطلب...
دو فيلم با يك بليط !!!
چند وقت پيش، اوايل مرداد وقتی از اين همه امتحان و پروژه های دانشگاهی، شکر خدا فارغ شدم، قصد کردم برم سينما فيلم« کاغذ بی خط »، اما يه دفعه متوجه شدم که فيلم تقوايی رو بعد از حدود سی و پنج روز با وجود فروش...
ادامه مطلب...
آقایون اگه می خواهید داغ نکنید نخونید!!!!
فرق شوهر کردن و سگ نگه داشتن چيه؟ سگ گند به فرشت ميزنه ، مرد به زندگيت به مردی که نود و نه درصد مغزش از بين رفته چي ميگند؟ خواجه فالگير : فردا شوهرتون ميميره زن : اينو که خودم ميدونم . بهم بگو گير پليس ...
ادامه مطلب...
رابطه فوتبال و فيلم سگ كشي
رابطه فوتبال و فيلم سگ كشي بهترين دروازه بان: جواد مقدم (رضا كيانيان) بهترين مدافع: گلرخ كمالي (مژده شمسايي) بهترين هافبك: ناصر معاصر (مجيد مظفري) بهترين مهاجم: طلبكار متجاوز (حبيب دهقان نسب) بهترين با...
ادامه مطلب...
مرد ایده ال زندگی شما کیست ؟

مرد ایده آل شما کیست؟    میتوانید از طریق ...

ادامه مطلب...
هشـت روز هفته
شنبه مرد : امروز ناهار چي داريم؟زن : ببين ، امروز قراره من و زري با هم بريم «فال قهوه روسي يخ زده» بگيريم . ميگند خيلي جالبه ، همه چي رو درست ميگه . به خواهر شوهر زري گفته « شوهرت برات يه انگشتر بزرگ ميخره...
ادامه مطلب...
نامه اي به غضنفر
گضنفر جان سلام! ما اينجا حالمام خوب است. اميدوارم تو هم آنجا حالت خوب باشد. اين نامه را من ميگويم و جعفر خان کفاش برايد مينويسد. بهش گفتم که اين گضنفر ما تا کلاس سوم بيشتر نرفته و نميتواند تند تند بخواند،‌...
ادامه مطلب...
خسته
دو نفر هستند كه ظاهرشون يكيه ولي باطنشون فرق داره اول اوني كه تو رو دوست نداشت و دروغ ميگفت و تو شناختيش و اون ازت مايوس شد و رفت سراغ طعمه بعدي دوم اوني كه عاشقت بود و بهش از پشت خنجر زدي و ازت مايوس شد و...
ادامه مطلب...
خانم معلم ناجي عباس
سه سال از پشت ميز نشيني خودم نگذشته بود كه اينطرف نيمكتهاي مدرسه روي تك صندلي منفور همه دانش آموزان نشسته بودم، اما واقعيت اين بود كه من از اون دسته معلمهايي نبودم كه منفور دانش آموزان هستند. اولا كه خيلي ...
ادامه مطلب...
امیدوارم سفر تو هم مثل سفر من بی خطر باشه
روزی مردی به سفر می رود و به محض ورود به اتاق خود در هتل، متوجه می شود که آن هتل به کامپیوتر مجهز است. تصمیم می گیرد به همسرش ایمیلی بزند. نامه را می نویسد اما در تایپ آدرس دچار اشتباه می شود و بدون این ک...
ادامه مطلب...
خسته
دو نفر هستند كه ظاهرشون يكيه ولي باطنشون فرق داره اول اوني كه تو رو دوست نداشت و دروغ ميگفت و تو شناختيش و اون ازت مايوس شد و رفت سراغ طعمه بعدي دوم اوني كه عاشقت بود و بهش از پشت خنجر زدي و ازت مايوس شد و...
ادامه مطلب...
   روشهای همسر آزاری (مخصوص آقایون)
از اونجایی که خانومها به سالروز تولد حساس هستند در روز تولد همسرتان سعی کنید برخلاف میل او شمع به تعداد سالهای تولدش یا حتی چندتا بیشتر تهیه کنید قبل از رفتن به ماموریت سیمهای تلفن را دستکاری کنید تا ارتب...
ادامه مطلب...

خانه::لیست موضوعات::ادبیات::شعر::نمایش مطلب

شعر تاثير گذار '' دف '' رضا براهني


 متن مطلب:
 نويسنده مطلب: ساممقدم
 اندازه متن: 1 2 3 4 
رضا براهني
به آيدين آغداشلو

دف را بزن! بزن! كه دفيدن به زير ماه در اين نيمه شب، شب
دفماهها
فرياد فاتحانه ي ارواحِ هايهاي و هلهله در تندري ست كه ميآيد
آري، بِدف! تلالوِ فرياد در حوادث شيرين، دفيدني ست كه
ميخواهد فرهاد
دف را بِدف! كه تندرِ آينده از حقيقت آن دايره، دميده، دمان است
و نيز دمان تر باد!
دف در دفِ تنيده و، مه در مهِ رميده، خدا را بِدف! به دف روحِ
آسمان، به دف روحِ من بِدف!
شب، بعد از اين سكوت نخواهد ديد
من، بعد از اين شب توفاني
تا صد هزار سال نخواهم خفت
شب را بِدف! دفيدنِ صدها هزار دف!
مهتاب را
با روح من بِدف! دف خود را رها نكن، تو را به لذت اين لحظه
ميدهم قسم، دفِ خود را رها
نكن!



اي كردِ روح!
گيسو بلند!
قيقاج ــ چشم!
ابرو كشيده سوي معجزه ها، معجرِ هوس!
خشخاش ــ چشم!
خورشيد ــ لب!
دزدِ هزار آتش، اي قاف! اي قهقهِ گدازه ي مس در تب طلا،
دفدفدفِ تنورِ تنم را بدف! دف خود
را رها نكن!


سياره هايِ دف
در باغهاي چلچله ميكوبند
دفدفددفددف
از اين قلم
چون چشم تو
خون ميچكد
دفدفددف


يك زن كه در سواحل پولاد ميدويد
فرياد زد: خدا، خدا، خدا تو چرا آسمان تهران را از ياد برده اي؟
دف صورت طلايي ماه تمام را از آسمان به زن ايثار كرد



دفدفددفددف
دفدفددفددف
دفدفددفددف

محبوب من!
اي آسمان!
زنمردِ روح!
راز ترنج!
خشخاش ــ چشم!
دفدفدفِ تنور تنم را بِدف!
اي كردِ روح!
كركوك را به صولت فرياد خود بكوب،
بر كوه قاف!
دفدفددف
دفدفددف
سيمرغ جان، بِدف! دفِ البرز را بدف! دفينه ي ارواحِ سنگ را بيدار كن! البرز را بيدار كن!
دفدفددف
دفدفددفددف
ارواحِ سنگ گشته ي اجداد خواب را بيدار كن!
سيمرغ جان!
بيداد كن!
دفدفددف
دفدفددفددف
دفدفددفددفددفدف


وقتي كه بر صحاريِ ياقوتي
دفدفد فست كه ميكوبد
طالع شويد بر من و بر شانه هاي من،
اي سينه هاي دف!
دفدفدفست كه ميكوبد
انگشتِ ارغوان
با مشتي از
عطر و عسل
دفدفدفست
دفدفدفست كه ميكوبد
من ساحلم
امواج
دفدفدفست كه ميكوبد
خاكم
سمِ ستور
دفدفدفست كه ميكوبد

روح قديم قونيه در زير خاك، آتش گرفته، قونيه بر شانه هاي خاك،
چون ارغوان و لاله
دميده ست
دفدفدفست كه ميكوبد
بر قونيه

آه اي جوان!
اي ارموي!
اي روحِ دم زدن!
دفدفدفست كه ميكوبد
بر مولوي

بر دشتهاي شادِ برشته نوشته است
تبريز،
شمس را
اي ارموي!
اي بابِل جوان زبانهاي اولين
روح قديم قونيه در زير خاك، آتش گرفته، قونيه بر شانه هاي خاك،
چون ارغوان و لاله
دميده ست
دفدفدفست كه ميكوبد
بر قونيه

باد از كمركش سبلان ميزند اريب و، به درياچه اي كه بر آن قوم
ماد اتراق كرده است، فرو
ميريزد
دفدفدفست كه ميكوبد
خورشيدي از سهندِ سحرخيز ميزند چشمك، بر قله هاي منتظر
كوه ماد، به الوند
زرتشت شرقهاي كهن در ميان ماست
دفدفدفست كه ميكوبد
بر بامهاي ما

شير شتر
بر بام ظهر
شطحِ شراب
بر قامت زبان
دفدفدفست كه ميكوبد
دريايِ زنبق است كه بر پشت بام ما
بيتوته ميكند
دفدفدفست كه ميكوبد
روي هدف
دفدفدفست كه ميكوبد
دفدفدفست
دفدفدفست
دفدفدفست كه ميكوبد

آه، اي جوان! اجازه بده تا ببوسمت!
آن حنجره
بوسيدني ست
اي ارغوان!
آه، اي جوان!
مشتِ عسل!
عطر و عسل!
بوسيدني!
اي حنجره
اي ارغوان!

دفماهِ من به د‌ور جهان چرخ ميزند
در پشت دف
ماهِ تمام
ماهِ تمام
ماهِ تمام
دفدفدفست كه ميكوبد
اشك و عسل!
رطلِ شراب!
اي آبشار!
دفماهِ من به دور جهان چرخ ميزند
دفماهِ من
زنمردِ من
روي هدف!
روي هدف!

دف را بزن! بزن! كه دفيدن به زير ماه در اين نيمه شب، شبِ
زرتشت شرقهاي كهن در ميان ما
فريادِ فاتحانه ارواحِ هايهاي و هلهله در تندري ست كه ميآيد
دفماهِ من به دور جهان چرخ ميزند
دفهاي نور، هاله ي سياره هاي سر
از آسمانِ حيرت گردنها
از شانه هاي شاد تجلي ها
سر ميپرد
سر ميجهد
سر را
دف ميزند
دف را
سر ميزند
شمشير دفدفست كه سرهاي خلق را
از بيخ ميزند
سر ميزند
دف ميزند
آه، اي جوان!
اي ارغوان!
آن حنجره
بوسيدني ست!
بوسيدني!
سر ميزني!
شمشير دفدفست كه سرهاي خلق را
از بيخ ميزند
دف ميزني؟
سر ميزني؟


گردنكشانِ سرخ جدا از سر
گردنكشانِ معجزه، در راههاي دور
رنگين كمانِ حيرتِ دفدفدفست كه ميكوبد را
با خويش ميبرند
در رهگذار باد، هزاران ستاره نيز
دفدفدفست كه ميكوبد را
فرياد ميزنند
آنك ستاره ها همه سياره هاي سر
سياله ي طراوتي از شيوه هاي دف، دفدفدفست كه ميكوبد،
ميبارد
دف مثل مخملي ست كه با سحرش
سياره هاي عاشق و شيدا را
پوشانده است


دورت بگردم، اِي دفِ ديوانه، اِي دفِ ديوانه، دفدفِ ديوانه، اِي ي ي
ي . . .
دورت بگردم، اِي دفِ ديوانه، اِي ي ي ي . . .
دورت بگردم، اِي دفِ ديوانه، اِي دفِ ديوانه، دفدفِ ديوانه، اِي ي ي
ي. . .
اِي ي ي ي . . .
اِي ي ي ي . . .
دورت بگردم، اِي دفِ ديوانه، اِي ي ي ي . . .
اِي ي ي ي . . .


۱۹ فروردين ۶۸ تهران

 


سايت هاي برتر





آمار سایت:

تبليغات










 

اخبار روز :: دوستان :: تهران مانیا :: نسل جوان :: بالاشهر
ایران من :: درمان :: ایران 20 :: امواج :: هفت ستاره :: تهران وب
پرشین تاپ :: طنز :: SMS :: جوک :: لینک باکس :: لینک روز