اخبار  : پزشکی  :  نسل جوان  :  پرشين تاپ  :  دوستان :  تهران مانیا
   

 


طرز دوخت شلوار
پارچه‌ مي‌خريم ‌(تترون‌ راه‌ راه)، به‌ خانه‌ مي‌بريم‌. پيژامه‌قبلي‌ را كه‌ مادرتان‌ دوخته‌ روي‌ پارچه‌ گذاشته‌ آنرا مي‌بريد. به‌ خاط‌ر داشته‌ باشيد كه‌ پارچه‌ را دو لايه‌ كرده‌ باشيد. قبل‌ از اينكه‌ قسمت...
ادامه مطلب...
کمک به مصدوم در هنگام خفگي
مواد لازم : - يک فروند مصدوم رو به موت - لازانيا با پنير اضافه به مقدار لازم - يک عدد گردو با پوست - يک جفت پا (ترجيحاْ شماره 43) - يک دستگاه پمپ باد - يک تخته پارچه سفيد در ابعاد مصدوم - يک فق...
ادامه مطلب...
دلایل رد کردن دخترها توسط پسرها
تو براي من مثل خواهر مي موني ! يعني : خيلي زشتي !!! فاصله سنيمون کمي زياده ! يعني خيلي زشتي !!! من به تو علاقه به اونصورت ندارم ! يعني خيلي زشتي!!! من الان تو موقعيت بدي از زندگيم هستم ! يعني : خيلي زشتي ...
ادامه مطلب...
چي فكر مي كرديم چي شد
من و همسرم به ميهماني يكي از دوستاش دعوت شديم با آژانس به آدرسي كه از اون داشتيم رفتيم محله قديمي بود و پر از چاله چوله، همسرم هنگام پياده شدن گرفتار يكي از اين چاله ها شد و به سختي مجروح شد. وقتي كه در بي...
ادامه مطلب...
نکات خواندني در باره زنان و مردان
رياضيات عشق يک مرد زيرک + يک زن زيرک =ماجراي عشقي يک مرد ابله + يک زن زيرک = ازدواج مرد براي جنس دو دلاري حاضر هست تا دو دلار بپردازد زيرا به آن نياز دارد زن براي جنس دو دلاري بيش از يک دلار نمي پردازد...
ادامه مطلب...
مسنجر
دوباره شب شد و من بيقرارم کانکت کن زود بيا در انتظارم بيا من آمدم پاي شدم مسحور آواي بيا هارد دلت را ما ببينيم گلي از كنج هوم پيجت بچينيم بيا آيكون نماي بينشانم كه ...
ادامه مطلب...
   راهنماى كوتاه كتابخوانى
با توجه به راستاى اينكه اين هفته، هفته كتابخوانى است گروه پرطرفدار «چ.س.م.خ» (يعنى من و سهيل و منصور و خسرو) تصميم گرفت در پاسخ به نامه هاى فراوان خوانندگان ايران جمعه، يك راهنماى كوتاه كتاب خوانى منتشر كن...
ادامه مطلب...
سكانس آخر
نمايش پخش فيلم '' نيمه پنهان '' و جلسه پرسش و پاسخ با دانشجويان مي باشد قرار است سركار خانم تهمينه ميلاني و البته هنرپيشه تواناي اين مرز و بوم سركار خانم كريمي هم حضور رساند بيرون محوطه سالن ...
ادامه مطلب...
وای قو از توی قوطی!
نویسنده و کارگردان: فرهاد مجدآبادی بازیگران: احمد نیک آذر، کمال حسینی، مهرداد هدایتی همزمان با هفتادمین سالگرد زنده نام، دکتر غلام حسین ساعدی، در کلن، نمایشی روی صحنه آمد. نمایشی که در نمایشی دیگر می آمیخت...
ادامه مطلب...
دروغ گفتن آقایون(طنز)
علت دروغ گفتن مردها روزي، وقتي هيزم شكني مشغول قطع كردن يه شاخه درخت بالاي رودخونه بود ، تبرش افتاد تو رودخونه وقتي در حال گريه كردن بود يه فرشته اومد و ازش پرسيد: چرا گريه مي كني؟ هيزم شكن گفت كه تبرم تو...
ادامه مطلب...
عيد آمد ما لختيم
هر سال نزديك شدن به عيد باستاني، هنرمندان و دور افتادگان از فيلمهاي آبگوشتي دهه 30 را به ياد محفل فوق هنري جشنواره فيلم فجر مي اندازد و تازه از راه رسيدگان اين عرصه را ، فيلمهاي فوق مدرن !!! ايراني به صف ...
ادامه مطلب...
زندگی سخت(طنز)
يكي خوابش سنگين ميشه تخت ميشكنه بعد كه از خواب ميپره دستش ميشكنه فرداش از مرحله پرت ميشه پاش هم ميشكنه ميزنه به سرش سرش هم ميشكنه همون يارو خودش رو ميزنه به اون راه گم ميشه كلي اعصابش خوردميشه نوار خالي ...
ادامه مطلب...

خانه::لیست موضوعات::خانه و خانواده::طنز::نمایش مطلب

شوخی با حافظ


 متن مطلب:
 نويسنده مطلب: افسانه
 اندازه متن: 1 2 3 4 





نيمه شب پريشب گشتم دچار کابوس
ديدم به خواب حافط توي صف اتوبوس
گفتم : سلام حافظ ، گفتا : عليک جانم
گفتم : کجا روي ؟ گفت : والله خود ندانم
گفتم : بگير فالي گفتا : نمانده حالي
گفتم : چگونه اي ؟ گفت : در بند بي خيالي
گفتم : که تازه تازه شعر و غزل چه داري ؟
گفتا : که مي سرايم شعر سپيد باري
گفتم : ز دولت عشق ، گفتا : کودتا شد
گفتم : رقيب ، گفتا : کله پا شد
گفتم : کجاست ليلي ؟ مشغول دلربايي؟
گفتا : شده ستاره در فيلم سينمايي
گفتم : بگو ، زخالش ، آن خال آتش افروز ؟
گفتا : عمل نموده ، ديروز يا پريروز
گفتم : بگو ، ز مويش گفتا که مش نموده
گفتم : بگو ، ز يارش گفتا ولش نموده
گفتم : چرا ؟ چگونه ؟ عاقل شده است مجنون ؟
گفتا : شديد گشته معتاد گرد و افيون
گفتم : کجاست جمشيد ؟ جام جهان نمايش ؟
گفتا : خريده قسطي تلويزيون به جايش
گفتم : بگو ، ز ساقي حالا شده چه کاره ؟
گفتا : شدست منشي در دفتر اداره
گفتم : بگو ، ز زاهد آن رهنماي منزل
گفتا : که دست خود را بردار از سر دل
گفتم : ز ساربان گو با کاروان غم ها
گفتا : آژانس دارد با تور دور دنيا
گفتم : بگو ، ز محمل يا از کجاوه يادي
گفتا : پژو ، دوو ، بنز يا گلف نوک مدادي
گفتم : که قاصدک کو آن باد صبح شرقي
گفتا : که جاي خود را داده به فاکس برقي
گفتم : بيا ز هدهد جوييم راه چاره
گفتا : به جاي هدهد ديش است و ماهواره
گفتم : سلام ما را باد صبا کجا برد ؟
گفتا : به پست داده ، آورد يا نياورد ؟
گفتم : بگو ، ز مشک آهوي دشت زنگي
گفتا : که ادکلن شد در شيشه هاي رنگي
گفتم : سراغ داري ميخانه اي حسابي ؟
گفتا : آنچه بود ار دم گشته چلوکبابي
گفتم : بيا دوتايي لب تر کنيم پنهان
گفتا : نمي هراسي از چوب پاسبانان ؟
گفتم : شراب نابي تو دست و پا نداري ؟
گفتا : که جاش دارم و افور با نگاري
گفتم : بلند بوده موي تو آن زمان ها
گفتا : به حبس بودم از ته زدند آن ها
گفتم : شما و زندان ؟ حافظ ما رو گرفتي ؟
! گفتا : نديده بودم هالو به اين خرفتي

هادي خرسندي

 


سايت هاي برتر





آمار سایت:

تبليغات










 

اخبار روز :: دوستان :: تهران مانیا :: نسل جوان :: بالاشهر
ایران من :: درمان :: ایران 20 :: امواج :: هفت ستاره :: تهران وب
پرشین تاپ :: طنز :: SMS :: جوک :: لینک باکس :: لینک روز