ميخ هايي بر روي ديوار
پسر بچه اي بود كه اخلاق خوبي نداشت ''اسمش محمد هست پس زياد به مختون فشار نياريد'' . پدرش جعبه اي ميخ به او داد و گفت هر بار كه عصباني مي شوي بايد يك ميخ به ديوار بكوبي.
روز اول ، پسر بچه 37 ميخ به ديوار كو...
|
|
ادامه مطلب... |
حرفهای آقایون واسه کم نیاوردن!!
امان از دست خانومامون
اگه تيپ بزنيم بريم سر كار
ميگن ببينم باكي قرار داري؟
اگه لباسهاي معمولي بپوشيم
ميگن تواصلا'' سليقه نداري
اگه زياد بگيم دوستت دارم
ميگن باز چه نقشه اي تو سرته
اگه نگيم دوستت دا...
|
|
ادامه مطلب... |
تاريخچه تقلب و روش هاي أن
گويند: «تقلب مفهومياست بس اساسي» به طوري که شاعر ميگويد:
تقلب توانگر کند مرد را / تو خر کن دبير خردمند را
تاريخچهي تقلب از جايي شروع ميشود که حسن کچل براي نخستين بار تن لش را تکان داد و به مکتب رفت....
|
|
ادامه مطلب... |
شناسایی اصفهانیها
اصفهانيها را مي شه با پنج خصلت شناخت
پوشيدن شلوار راه راه بعضا آبي و سفيد در منزل - بارزترين خصلت
بکار بردن حرف سين در آخر کلمات
آدرس دادن با کلمات بارزي همچون برو جلو ، صد متر برو جلوتر، هميجا ، همين بغ...
|
|
ادامه مطلب... |
زبان جديد جوانان ايراني
چيست؟
کمتر کسي در جمع جوانان معناي صحبت هاي آنان را مي فهمد. آنها زباني ساخته اند که شرط دانستن اش جوان بودن است. خيلي از ما معناي ''پژو حسرتي''، ''مخ کسي را چت کردن''، ''زاخار''، ''زيدوفسکي'' و... را ن...
|
|
ادامه مطلب... |
آقا شنيدي ؟؟؟
چرا بايد بشنوم از كجا بايد بشنوم ؟؟؟ اصلا چي هست كه بايد شنيده باشم ؟؟؟
آقا يكي از اساتيد به نام سينماي ايران يه كار عجيبي كرده !!!
ميشه بفرمائيد چي كاري ؟؟؟
بله يك نوآوري عجيب كرده !!!
مثلا ؟؟؟
يه ...
|
|
ادامه مطلب... |
ماجراي نيم روز !!!
جونم واستون بگه دم دماي يكي از صبحهاي حالگير پاييزي طبق عادت ديرينه به ارث رسيده از اجداد هميشه مقروض و بي بخارمون با سر دادن شعار تاريخي « بابا پول ندارد » به واسطه يدك كشيدن انگ كارمند زادگي و از همه فج...
|
|
ادامه مطلب... |
جـــاده
يك بنده خدايي ، كنار اقيانوس قدم ميزد و زير لب ، دعايي را هم زمزمه ميكرد . نگاهى به آسمان آبى و درياى لاجوردين و ساحل طلايى انداخت و گفت : - خدايا ! ميشود تنها آرزوى مرا بر آورده كنى ؟ ناگاه ، ابرى س...
|
|
ادامه مطلب... |
« خواستگاري »
اوايل شب بود. دلشوره عجيبي تمام بدنم را فرا گرفته بود. بعد از اينكه راه افتاديم به اصرار مادرم يك سبد گل خريديم. خدا خير كساني را بدهد كه باعث و باني اين رسم و رسومهاي آبكي شدند. آن زمانها صحراي خدا بود ...
|
|
ادامه مطلب... |
شوخي با داستانهاي كتاب فارسي
گاو ما ما مي كرد
گوسفند بع بع مي كرد
سگ واق واق مي كرد
و همه با هم فرياد مي زدند حسنك كجايي
شب شده بود اما حسنك به خانه نيامده بود.حسنك مدت هاي زيادي است كه به خانه نمي آيد.او به شهر رفته و در آنجا شلوار ...
|
|
ادامه مطلب... |
نامه اي به غضنفر
گضنفر جان سلام! ما اينجا حالمام خوب است. اميدوارم تو هم آنجا حالت خوب باشد. اين نامه را من ميگويم و جعفر خان کفاش برايد مينويسد. بهش گفتم که اين گضنفر ما تا کلاس سوم بيشتر نرفته و نميتواند تند تند بخواند،...
|
|
ادامه مطلب... |
| |
|