زندگی سخت(طنز)
يكي خوابش سنگين ميشه تخت ميشكنه
بعد كه از خواب ميپره دستش ميشكنه
فرداش از مرحله پرت ميشه پاش هم ميشكنه
ميزنه به سرش سرش هم ميشكنه
همون يارو خودش رو ميزنه به اون راه گم ميشه
كلي اعصابش خوردميشه نوار خالي ...
|
|
ادامه مطلب... |
کمک به مصدوم در هنگام خفگي
مواد لازم :
- يک فروند مصدوم رو به موت
- لازانيا با پنير اضافه به مقدار لازم
- يک عدد گردو با پوست
- يک جفت پا (ترجيحاْ شماره 43)
- يک دستگاه پمپ باد
- يک تخته پارچه سفيد در ابعاد مصدوم
- يک فق...
|
|
ادامه مطلب... |
دلایل رد کردن دخترها توسط پسرها
تو براي من مثل خواهر مي موني ! يعني : خيلي زشتي !!!
فاصله سنيمون کمي زياده ! يعني خيلي زشتي !!!
من به تو علاقه به اونصورت ندارم ! يعني خيلي زشتي!!!
من الان تو موقعيت بدي از زندگيم هستم ! يعني : خيلي زشتي ...
|
|
ادامه مطلب... |
چي فكر مي كرديم چي شد
من و همسرم به ميهماني يكي از دوستاش دعوت شديم با آژانس به آدرسي كه از اون داشتيم رفتيم محله قديمي بود و پر از چاله چوله، همسرم هنگام پياده شدن گرفتار يكي از اين چاله ها شد و به سختي مجروح شد. وقتي كه در بي...
|
|
ادامه مطلب... |
بررسي مکتبهاي بشري
سوسياليسم : دو گاو داريد. يکي را نگه ميداريد. ديگري را به همسايه خود مي دهيد
کمونيسم : دو گاو داريد. دولت هر دوي انها را ميگيرد تا شما و همسايه تان را در شيرش شريک کند
فاشيسم : دو گاو داريد. شير را به دو...
|
|
ادامه مطلب... |
مسنجر
دوباره شب شد و من بيقرارم کانکت کن زود بيا در انتظارم
بيا من آمدم پاي شدم مسحور آواي
بيا هارد دلت را ما ببينيم گلي از كنج هوم پيجت بچينيم
بيا آيكون نماي بينشانم كه ...
|
|
ادامه مطلب... |
اي كاش موس را شكل گوسفند مي ساختند!
گاهي به اتوبوسها حسوديم مي شود كه چگونه در غروب دلگير، مرد خسته را به خانه مي رسانند.
گاهي به جويهاي آلوده ي شهر، غبطه مي خورم كه چه سخاوتمندانه كاغذ بيسكويت دختر خردسال را به دوردستها مي برد.
گاهي مي خ...
|
|
ادامه مطلب... |
سكانس آخر
نمايش پخش فيلم '' نيمه پنهان '' و جلسه پرسش و پاسخ با دانشجويان مي باشد قرار است سركار خانم تهمينه ميلاني و البته هنرپيشه تواناي اين مرز و بوم سركار خانم كريمي هم حضور رساند بيرون محوطه سالن ...
|
|
ادامه مطلب... |
من کجا بشینم؟
ايستگاه مخبرالدوله به هر بدبختی بود خودم را چپاندم توی اتوبوس. می خواستم بروم عيادت دوست صندلی سازم كه فتقش را عمل كرده بود. بيمارستان هزار تختخوابی. اتوبوس جای سوزن انداختن نداشت. مسافرها دو پشته سوار شده...
|
|
ادامه مطلب... |
دروغ گفتن آقایون(طنز)
علت دروغ گفتن مردها
روزي، وقتي هيزم شكني مشغول قطع كردن يه شاخه درخت بالاي رودخونه بود ، تبرش افتاد تو رودخونه
وقتي در حال گريه كردن بود يه فرشته اومد و ازش پرسيد: چرا گريه مي كني؟
هيزم شكن گفت كه تبرم تو...
|
|
ادامه مطلب... |
عيد آمد ما لختيم
هر سال نزديك شدن به عيد باستاني، هنرمندان و دور افتادگان از فيلمهاي آبگوشتي دهه 30 را به ياد محفل فوق هنري جشنواره فيلم فجر مي اندازد و تازه از راه رسيدگان اين عرصه را ، فيلمهاي فوق مدرن !!! ايراني به صف ...
|
|
ادامه مطلب... |
زندگی سخت(طنز)
يكي خوابش سنگين ميشه تخت ميشكنه
بعد كه از خواب ميپره دستش ميشكنه
فرداش از مرحله پرت ميشه پاش هم ميشكنه
ميزنه به سرش سرش هم ميشكنه
همون يارو خودش رو ميزنه به اون راه گم ميشه
كلي اعصابش خوردميشه نوار خالي ...
|
|
ادامه مطلب... |
| |
|