صورت حساب
شبي پسرمان نزد مادرش كه در آشپزخانه در حال پخت شام بود رفت و يك برگ كاغذ به او داد . همسرم دست هايش را با حوله اي تميز كرد و نوشته ها را با صداي بلند خواند.پسرمان با خط بچه گانه نوشته بود:
كوتاه كردن ...
|
|
ادامه مطلب... |
تجربه
آبادان که اومدم، تازه سر و صورتم تو آيينه پيدا شده بود. تپل بودم، ولي صورتم دراز بود و بم ميگفتند کلهکتابي و هميشه يه عکس «سالمينو» لاي يه چيزي داشتم. تو تهران خونۀ برادرم زندگي ميکردم. ما يه اتاق داش...
|
|
ادامه مطلب... |
چگونه زنذلیل خوبی باشی
برای اینکه زنذلیل خوبی باشیم کافی است به ۱۵ قانون زیر که ساخته و پرداخته ذهن
زنان است توجه نموده و آنها را به دقت رعایت کنیم
زن همیشه قوانین را وضع نموده و تصویب کند
قوانین ممکن است بدون اطلاع قبلی تغ...
|
|
ادامه مطلب... |
فحش های ایرانی
هم برای خودشون عالمی دارن. توی این مطلب فحش های ناموسی که حواله مادر می شه رو می گذارم کنار چون در تمام دنیا بدون استثنا مادر هر فرد بارها مورد فحش و فضیحت قرار می گیره. اما بپردازیم به حدیث خواهر که در ...
|
|
ادامه مطلب... |
کمک به مصدوم در هنگام خفگي
مواد لازم :
- يک فروند مصدوم رو به موت
- لازانيا با پنير اضافه به مقدار لازم
- يک عدد گردو با پوست
- يک جفت پا (ترجيحاْ شماره 43)
- يک دستگاه پمپ باد
- يک تخته پارچه سفيد در ابعاد مصدوم
- يک فق...
|
|
ادامه مطلب... |
دو فيلم با يك بليط !!!
چند وقت پيش، اوايل مرداد وقتی از اين همه امتحان و پروژه های دانشگاهی، شکر خدا فارغ شدم، قصد کردم برم سينما فيلم« کاغذ بی خط »، اما يه دفعه متوجه شدم که فيلم تقوايی رو بعد از حدود سی و پنج روز با وجود فروش...
|
|
ادامه مطلب... |
نقد طنز فيلم « شب يلدا »
... با تو رفتم بي تو باز آمدم.
از سر فرودگاه، برو ديوونه!
چه بگويم با من اي خُل چها كردي!
تو مرا با پول او آشنا كردي!
بلاخره انتظار به سر آمد و پس از اختراع هنر هفتم توسط برادران لومير، فيلمي كه جد...
|
|
ادامه مطلب... |
هديه رو وانكرده پس فرستاد!
ناصر تقوايي سيمرغ بلورين جايزه ويژه هيئت داوران را كه از بيستمين جشنواره فيلم فجر بخاطر فيلم كاغذ بي خط دريافت كرده بود (البته خودش نه، پسرش دريافت كرده بود)، به دفتر جشنواره پس فرستاد.
ناصر تقوايي از ترك...
|
|
ادامه مطلب... |
مسنجر
دوباره شب شد و من بيقرارم کانکت کن زود بيا در انتظارم
بيا من آمدم پاي شدم مسحور آواي
بيا هارد دلت را ما ببينيم گلي از كنج هوم پيجت بچينيم
بيا آيكون نماي بينشانم كه ...
|
|
ادامه مطلب... |
چي فكر مي كرديم چي شد
من و همسرم به ميهماني يكي از دوستاش دعوت شديم با آژانس به آدرسي كه از اون داشتيم رفتيم محله قديمي بود و پر از چاله چوله، همسرم هنگام پياده شدن گرفتار يكي از اين چاله ها شد و به سختي مجروح شد. وقتي كه در بي...
|
|
ادامه مطلب... |
|
|
|