چگونه زنذلیل خوبی باشی
برای اینکه زنذلیل خوبی باشیم کافی است به ۱۵ قانون زیر که ساخته و پرداخته ذهن
زنان است توجه نموده و آنها را به دقت رعایت کنیم
زن همیشه قوانین را وضع نموده و تصویب کند
قوانین ممکن است بدون اطلاع قبلی تغ...
پنج سوال وجود داره که زنها بهتره از مردها نپرسند
بر اساس يه تحقيق، ۵ سوال وجود داره که زنها بهتره از مردها نپرسند! چون اگه جوابهاشون مبني بر حقيقت داده بشه شر به پا ميشه!!... اين ۵ سوال عبارتند از:
۱- به چي فکر مي کني؟...
۲- آيا دوستم داري؟...
۳- آيا ...
هشـت روز هفته
شنبه مرد : امروز ناهار چي داريم؟زن : ببين ، امروز قراره من و زري با هم بريم «فال قهوه روسي يخ زده» بگيريم . ميگند خيلي جالبه ، همه چي رو درست ميگه . به خواهر شوهر زري گفته « شوهرت برات يه انگشتر بزرگ ميخره...
اگه شوهر آدم برنامه نویس باشه...
شوهر: سلام،من Log in کردم.
زن: لباسی رو که صبح بهت گفتم خريدی؟
شوهر: Bad command or File name
زن: ولی من صبح بهت تاکيد کرده بودم!
شوهر: Syntax Error, Abort, Retry, Cancel
زن: خوب حقوقتو چيکار کردی؟
ش...
حکایت هایي از کتاب رساله دلگشا اثر عبید زاکانی
ابوبكر رباني اكثر شبها به دزدي رفتي و چندانكه سعي كرد چيزي نيافت. دستارخود بدزديد و در بغل نهاد. چون در خانه رفت زنش گفت: چه آورد هاي؟گفت: اين دستار آورده ام. گفت: اين كه از آن خود توست. گفت: خاموش
تو ندان...
عشق از ديدگاه افراد مختلف:
1-عشق از ديد حاج آقا:استغفرالله باز از اين حرفهاي بي ناموسي زدي؟(جمله عاشقانه:خداوند همه جوانها را به راه راست هدايت کند)
2-عشق از ديد دختر حاج آقا:آه خداي من يعني مي شه بدون اينکه بابام بفهمه عاق بشم؟(...
ميخ هايي بر روي ديوار
پسر بچه اي بود كه اخلاق خوبي نداشت ''اسمش محمد هست پس زياد به مختون فشار نياريد'' . پدرش جعبه اي ميخ به او داد و گفت هر بار كه عصباني مي شوي بايد يك ميخ به ديوار بكوبي.
روز اول ، پسر بچه 37 ميخ به ديوار كو...
آقایون اگه می خواهید داغ نکنید نخونید!!!!
فرق شوهر کردن و سگ نگه داشتن چيه؟
سگ گند به فرشت ميزنه ، مرد به زندگيت
به مردی که نود و نه درصد مغزش از بين رفته چي ميگند؟
خواجه
فالگير : فردا شوهرتون ميميره
زن : اينو که خودم ميدونم . بهم بگو گير پليس ...
تاريخچه تقلب و روش هاي أن
گويند: «تقلب مفهومياست بس اساسي» به طوري که شاعر ميگويد:
تقلب توانگر کند مرد را / تو خر کن دبير خردمند را
تاريخچهي تقلب از جايي شروع ميشود که حسن کچل براي نخستين بار تن لش را تکان داد و به مکتب رفت....