چشمك
سال آخر دبيرستان بودم وخيلي آدم خجالتي تا به اون سن كه رسيده بودم نتوسته بودم دوستي براي خودم پيدا كنم ولي اين اواخر تو راه مدرسه يه دختره نظرمو به خودش جلب كرده بود . اون هر روز از مسيري كه من ميرفتم عبور...
سكانس آخر
نمايش پخش فيلم '' نيمه پنهان '' و جلسه پرسش و پاسخ با دانشجويان مي باشد قرار است سركار خانم تهمينه ميلاني و البته هنرپيشه تواناي اين مرز و بوم سركار خانم كريمي هم حضور رساند بيرون محوطه سالن ...
سه كردي داداش
- اگه کلی واسه همه افه روشنفکری ميذاری بعد ميری تو يه مصاحبه فمينيستی ميگی يعنی چی مگه مرد آشپزی ميکنه؟! سه کردی داداش.
- اگه کلی پيش رفيقات چاخان کوهنورديهای هفتگيت رو کردی و هفته بعد که باهاشون ميری کوه ...
چشمك
سال آخر دبيرستان بودم وخيلي آدم خجالتي تا به اون سن كه رسيده بودم نتوسته بودم دوستي براي خودم پيدا كنم ولي اين اواخر تو راه مدرسه يه دختره نظرمو به خودش جلب كرده بود . اون هر روز از مسيري كه من ميرفتم عبور...
دلایل رد کردن دخترها توسط پسرها
تو براي من مثل خواهر مي موني ! يعني : خيلي زشتي !!!
فاصله سنيمون کمي زياده ! يعني خيلي زشتي !!!
من به تو علاقه به اونصورت ندارم ! يعني خيلي زشتي!!!
من الان تو موقعيت بدي از زندگيم هستم ! يعني : خيلي زشتي ...
مزایای تهران(طنز)
جديد برويد، در تاکسی نظرات سياسی تان را بگوييد، در کوه برقصيد، اما برای ملاقات با نامزدتان بايد به يک خانه خلوت برويد
تهران تنها شهری است که در آن دو نفر روی دوچرخه می نشينند، چهار نفر روی موتورسيکلت می ...
زبان جديد جوانان ايراني
چيست؟
کمتر کسي در جمع جوانان معناي صحبت هاي آنان را مي فهمد. آنها زباني ساخته اند که شرط دانستن اش جوان بودن است. خيلي از ما معناي ''پژو حسرتي''، ''مخ کسي را چت کردن''، ''زاخار''، ''زيدوفسکي'' و... را ن...
تقاضاهای زنان از مردان در سنین مختلف
شما فكر ميكنيد زنها از مردها چه ميخواهند؟ اگر زن هستيد يا مرد،حتما ميتوانيد يك ليست عريص و طويل تهيه كنيد. اما تفاوت اين ليست با هر ليست احتمالي ديگر اين است كه ... بخوانيد، خودتان ميف...
نظريات بزرگان در مورد امتحان(طنز)
فقط سوپ كلم است كه حال آدم را بيشتر از امتحان بهم ميزند --- آلبرت انيشتين
امتحان مسخره ترين كار دنياست ---- جرج برنارد شاو
امتحان بدون تقلب مثل كريسمس بدون درخت است ---- كي اس اليت
امتحان بخشي از زندگ...
حرفهای آقایون واسه کم نیاوردن!!
امان از دست خانومامون
اگه تيپ بزنيم بريم سر كار
ميگن ببينم باكي قرار داري؟
اگه لباسهاي معمولي بپوشيم
ميگن تواصلا'' سليقه نداري
اگه زياد بگيم دوستت دارم
ميگن باز چه نقشه اي تو سرته
اگه نگيم دوستت دا...
چي مي خواستيم چي شد
رفيقم ميگفت : اي کاش روز اول که با پدرزن فعلي خودم بر خورد کردم چشمم کور گوشم کر ميشد تا نه رويش را ميديدم و نه حرفهاي چرب و نرمش را ميشنيدم! آن پيرمرد با آن چک و چانه گود افتاده و آن ريش بزي به قدري با آب...